شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

160

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

بودند . عابس از شخصيت‌هاى شيعه ، بزرگ قبيلهء خويش و انسانى دلير ، سخنور ، پارسا و شبزندهدار بوده است . تيرهء بنى شاكر از ارادتمندان خالص ولايت امير المؤمنين عليه السّلام به شمار مىآمدند . آن حضرت در روز صفين در حق آنان مىفرمود : « لو تمّت عدّتهم ألفا لعبد اللّه حق عبادته » . « اگر تعداد آنان به هزار تن مىرسيد ، خداوند آن‌گونه كه شايسته است پرستيده مىشد » . مردم اين قبيله از دلاور مردان و جنگاوران عرب تلقى مىشدند و « فتيان الصباح » لقب گرفته بودند . آنان در منطقهء حضور تيرهء وادعه از همدانيان مىزيستند ، از اين رو ، به اين قبيله « فتيان الصباح » و به عابس ، « شاكرى و وادعى » گفته شده است . ابو جعفر طبرى مىگويد : مسلم بن عقيل كه وارد كوفه شد ، شيعيان در خانهء مختار پيرامونش گرد آمدند ، وى نامهء امام حسين عليه السّلام را براى مردم قرائت كرد ، آنان به گريه افتادند ، عابس بن ابو شبيب بپاخاست و حمد و ثناى خدا را به جا آورد و سپس اظهار داشت : اما بعد : [ اى مسلم ] من از مردم برايت نمىگويم ؛ زيرا نمىدانم چه در دل آن‌ها مىگذرد و قصد چه نيرنگى دربارهات دارند ، ولى به خدا سوگند ! از آمادگى خودم برايت عرضه مىدارم : به خدا ! اگر مرا فرا بخوانيد ، دعوت شما را اجابت مىكنم و در كنار شما با دشمنانتان مىجنگم و با شمشيرم در راه‌تان مبارزه مىكنم تا به ديدار خداى خود بشتابم و جز پاداش الهى ، چشم داشتى ندارم « 1 » . حبيب بپاخاست و در پاسخ عابس ، مطالبى را كه قبلا در بيان شرح حال وى آورديم ، عنوان نمود . همچنين طبرى آورده است : وقتى مردم با حضرت مسلم عليه السّلام بيعت كردند و او از خانهء مختار به خانهء هانى بن عروه منتقل گرديد ، نامهاى بدين

--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 279 .